
کتاب مسجد آبی
این کتاب مجموعه خاطرات و اقدامات شهید آیتالله دکتر بهشتی از مسجد امام علی (ع) شهر هامبورگ آلمان است. بخشی از کتاب:جمعیت اسلامی ایرانیان در اواخر سالهای اقامت مرحوم آقای محققی بهثبت رسیده بود و محل آن، در منزل مسکونی وی در خیابان ایزهاشتراسه شمارهٔ ۱۳، بهصورت یک دفتر کار و محل اجتماعات کوچک بود. فاصلهٔ این محل تا مسجد در حدود سه کیلومتر است. به این ترتیب، مسجد بهصورت یک ساختمان معطل و بیکاره در وسط زمینی نسبتاً بزرگ به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع، بدون استفاده، بیکار و نیمهخراب بود. جمعیت اسلامی ایرانیان تا موقعی که مرحوم آقای محققی آنجا تشریف داشتند، از نظر جمعیتی در درجهٔ اول اهمیت بود و شاید تا ۹۵ درصد ایرانیها و مسلمانهای ایرانیِ مشغول کار و خدمت در آنجا را دربر میگرفت. برنامههای اساسی آنها در شبهای جمعه جلسهٔ قرآن و تفسیر بود. در اعیاد و وفیات هم دعوت عمومیتری میشد و در همانجا، جلسات نسبتاً بزرگتری در حدودی که ظرفیت منزل اجازه میداد برگزار میگردید. علاوهبر این، به کارهایی، ازقبیل ازدواج، اموات، ذبح شرعی، پاسخ به نامههایی که از اطراف میرسید و برخوردها و ملاقاتهایی که گاه و بیگاه پیش میآمد میپرداخت. در یک سال و چهار ماه عدم حضور یک شخصیت روحانی در هامبورگ، جمعیت اسلامی ایرانیان دیگر آن کارها و فعالیتهای زمان آقای محققی را هم نداشت و صرفاً بهصورت دفتری درآمده بود که بهوسیلهٔ برادر ایشان، که او فوت شد ـ خدایش رحمت کند ـ و منشی انجمن، به کارهای ازدواج رسیدگی میکرد و دیگر کار خاصی نداشت و حتی جلسات شبهای جمعه هم تقریباً بهصورت تعطیل درآمده بود. نامههای زیادی نیز بلاجواب مانده بود، تو گویی جمعیت اسلامی ایرانیان در هامبورگ متروک شده بود.
محسن ذوالفقاری
نشر معارف
1402
224
این کتاب مجموعه خاطرات و اقدامات شهید آیتالله دکتر بهشتی از مسجد امام علی (ع) شهر هامبورگ آلمان است. بخشی از کتاب:جمعیت اسلامی ایرانیان در اواخر سالهای اقامت مرحوم آقای محققی بهثبت رسیده بود و محل آن، در منزل مسکونی وی در خیابان ایزهاشتراسه شمارهٔ ۱۳، بهصورت یک دفتر کار و محل اجتماعات کوچک بود. فاصلهٔ این محل تا مسجد در حدود سه کیلومتر است. به این ترتیب، مسجد بهصورت یک ساختمان معطل و بیکاره در وسط زمینی نسبتاً بزرگ به مساحت تقریبی ۳۸۰۰ متر مربع، بدون استفاده، بیکار و نیمهخراب بود. جمعیت اسلامی ایرانیان تا موقعی که مرحوم آقای محققی آنجا تشریف داشتند، از نظر جمعیتی در درجهٔ اول اهمیت بود و شاید تا ۹۵ درصد ایرانیها و مسلمانهای ایرانیِ مشغول کار و خدمت در آنجا را دربر میگرفت. برنامههای اساسی آنها در شبهای جمعه جلسهٔ قرآن و تفسیر بود. در اعیاد و وفیات هم دعوت عمومیتری میشد و در همانجا، جلسات نسبتاً بزرگتری در حدودی که ظرفیت منزل اجازه میداد برگزار میگردید. علاوهبر این، به کارهایی، ازقبیل ازدواج، اموات، ذبح شرعی، پاسخ به نامههایی که از اطراف میرسید و برخوردها و ملاقاتهایی که گاه و بیگاه پیش میآمد میپرداخت. در یک سال و چهار ماه عدم حضور یک شخصیت روحانی در هامبورگ، جمعیت اسلامی ایرانیان دیگر آن کارها و فعالیتهای زمان آقای محققی را هم نداشت و صرفاً بهصورت دفتری درآمده بود که بهوسیلهٔ برادر ایشان، که او فوت شد ـ خدایش رحمت کند ـ و منشی انجمن، به کارهای ازدواج رسیدگی میکرد و دیگر کار خاصی نداشت و حتی جلسات شبهای جمعه هم تقریباً بهصورت تعطیل درآمده بود. نامههای زیادی نیز بلاجواب مانده بود، تو گویی جمعیت اسلامی ایرانیان در هامبورگ متروک شده بود.












